کتاب جادوی فکر بزرگ از دیوید شوارتز

دانلود کتاب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارزش یک انسان با اطلاعات عمومی بالا چقدر است؟ یک شب بسیار جالب را اخیراً با یکی از دوستانم که رئیس یک واحد تولیدی نوین ، اما به سرعت در حال رشد است ، گذراندم. مجموعه تلویزیونی آزمون اطلاعات عمومی، به یکی از محبوب ترین برنامه های تبدیل شد. فرد مورد آزمون چند هفته در این برنامه حضور داشت. او می توانست به سوالات مربوط به انواع موضوعات پاسخ دهد ، که بسیاری از آنها بی معنی بود.
بعد از اینکه آن شخص به یک سوال عجیب و غریب پاسخ داد ، چیزی در مورد کوهی در آرژانتین ، میزبان من به من نگاه کرد و گفت: “فکر می کنی چقدر به آن پسر دستمزد می دهم تا برای من کار کند؟” ” من پرسیدم ،چقدر؟”.
یک سنت بیشتر از 300 دلار به او نخواهم پرداخت، نه برای هر هفته یا برای هر ماه بلکه برای کل زندگیش .من ارزیابی اش کردم. این “متخصص” نمی تواند فکر کند. او فقط می تواند حفظ کند. او فقط یک دائرالمعارف انسانی است ، و من با قیمت 300 دلار می توانم یک مجموعه دائرالمعارف بسیار خوب بخرم. در حقیقت ، شاید این خیلی زیاد باشد. نود درصد آنچه را که آن شخص می داند می توانم در یک سالنامه 2 دلاری پیدا کنم.
وی ادامه داد: “آنچه من در پیرامونم به آن نیازمندم ، افرادی است که قادر به حل مسائل هستند می توانند ایده ارائه دهند.” افرادی که می توانند رویاپردازی کنند و سپس رویاها را عملی کنند. فردی که دارایی ایده های بسیاری است می تواند با من کار کند اما فردی که دارای اطلاعات عمومی زیادی است خیر. ”

سه راه برای درمان بهانه تراشی هوش کتاب جادوی فکر بزرگ از دیوید شوارتز
سه روش آسان برای درمان بهانه تراشی هوش وجود دارد:
هیچ وقت هوشتان را دست کم نگیرید و همچنین هرگز هوش دیگران را دست بالا نگیرید. خودتان را دست کم نگیرید. روی داشته هایتان تمرکز کنید. استعدادهای برتر تان را کشف کنید. به یاد داشته باشید ، مهم نیست که چقدر باهوشید. بلکه اهمیت این است که چگونه از هوشتان استفاده می کنید. به جای اینکه نگران میزان ضریب هوشی خود باشید ، ذهنتان را مدیریت کنید.
روزانه چندین بار به خود یادآوری کنید ، “نگرش من مهمتر از هوش من است.” در محل کار و خانه نگرش های مثبتی را تمرین کنید. به دلایلی که می توانید این کار را انجام دهید ، نه به دلایلی که نمی توانید آن را انجام دهید توجه کنید. نگرش “من برنده ام” را بوجود آورید. از هوش خود استفاده مثبت خلاقانه کنید. از آن برای یافتن راه های پیروزی استفاده کنید ، نه اینکه ثابت کنید ضرر می کنید.
به یاد داشته باشید که توانایی تفکر بسیار مهمتر از توانایی به خاطر سپردن اطلاعات است. از ذهن خود برای ایجاد ایده ها و توسعه آنها ، یافتن راه های جدید و بهتر ، برای انجام کارها استفاده کنید. از خود بپرسید ، “آیا من از توانایی ذهنیم برای ساختن تاریخ استفاده می کنم ، یا اینکه فقط از ذهنم برای ضبط تاریخ ایجاد شده توسط دیگران استفاده می کنم؟”

3. “فایده ای ندارد، دیگر خیلی پیر هستم (یا خیلی جوان هستم).” کتاب جادوی فکر بزرگ از دیوید شوارتز
بهانه تراشی سن ، یا متقاعد شدن به عدم موفقیتی به این دلیل که در سن مناسبی قرار ندارید ،و به دو شکل قابل شناسایی هستند: موردی که می گوید من بسیار پیرم و یا خیلی جوان هستم.
تاکنون شنیده اید که صدها نفر در هر سنی عملکرد متوسط خود را در زندگی اینگونه توضیح می دهند: ” برای فرصت های موجود خیلی پیر هستم(یا خیلی جوان هستم) . من نمی توانم به دلیل سنم کاری را که دوست دارم انجام دهم یا به دلیل سنم قادر به انجام آن نیستم”.
در واقع ، تعجب آور است که چگونه تعداد کمی از مردم احساس می کنند که دقیقاً همگام با سنشان هستند. و جای تاسف دارد که این بهانه درهای فرصت واقعی را بر روی هزاران نفر بسته است. آنها فکر می کنند سن آنها نامناسب است ، بنابراین حتی زحمت تلاش کردن را به خودشان نمی دهند.
نوع ” من خیلی پیر هستم” رایج ترین شکل بهانه تراشی سنی است. این بیماری به روشهای نامحسوسی شیوع می یابد. داستان های تلویزیونی درباره مدیر کلی ساخته شده بود که به دلیل ادغام شغلش را از دست داده بود و به دلیل سنش دیگر قادر به یافتن شغلی نبود.مدیر اجرایی ماه ها درجستجوی شغل بود و اما نتوانست شغلی پیدا کند و در پایان ، پس از مدتی تفکر در مورد خودکشی ، تصمیم می گیرد خودش را قانع کند که دست از تلاش بردارد و می گوید خوب است که بازنشسته شود.
نمایشنامه ها و مقالات مجله با موضوع “چرا در 40 سالگی بازنشسته می شوید” محبوب هستند ، نه به این دلیل که حقایق واقعی را نشان می دهند ، بلکه به این دلیل بسیاری از ذهن های نگران را که به دنبال بهانه هستند جلب می کنند.
چگونه می توان بهانه تراشی سنی را مهار کرد. کتاب جادوی فکر بزرگ از دیوید شوارتز
بهانه تراشی سنی قابل درمان است. چند سال پیش ، در حالی که من در حال انجام یک برنامه آموزش فروش بودم ،راه مناسبی یافتم که هم این بیماری را درمان می کند و هم شما را واکسینه می کند تا در مرحله اول به آن مبتلا نشوید.
در آن برنامه آموزشی ، کارآموزی به نام سیسیل داشتم که چهل ساله بود. اوقصد تغییر شغل داشت تا به عنوان نماینده تولید کننده مشغول بکار شود ، اما فکر می کرد که بسیار پیر است.
“بالاخره گفت ،” من باید از ابتدا شروع کنم. و الان برای شروع از ابتدا سن بالایی دارم. من چهل ساله ام. ”
من چندین بار با سسیل در مورد مشکل “سن بالا” صحبت کردم. من از داروی قدیمی “تو فقط به اندازه ای که احساس می کنی پیر هستی” استفاده کردم اما فهمیدم که نتیجه ای ندارد. (خیلی اوقات مردم با “اما من احساس پیری می کنم!” جواب می دهند)
سرانجام ، راه حلی یافتم که موثر بود. یک روز بعد از یک جلسه آموزشی ، آن را روی سیسیل امتحان کردم. گفتم: سیسیل ، زندگی سازنده یک فرد چه زمانی آغاز میشود؟
او چند ثانیه فکر کرد و پاسخ داد ، ” ، حدس می زنم وقتی یک فرد حدودا بیست ساله است.”
گفتم: “خوب ، حالا چه زمانی زندگی سازنده یک فرد تمام می شود؟”
سسیل پاسخ داد ، “خوب ، اگر او روی فرم بماند و کارش را دوست داشته باشد ، حدس می زنم فردی در سن هفتاد سالگی هنوز خیلی مفید است” بسیار خب ، ” گفتم ،” بسیاری از افراد پس از رسیدن به هفتاد سالگی سازندگی بالایی دارند ،”
گفتم بیا با آنچه گفتی موافقت کنیم ، سالهای سازندگی یک فرد از بیست تا هفتاد سالگی طول می کشد ، یعنی پنجاه سال در این بین ، یا نیم قرن زمان است. گفتم سسیل ، تو چهل ساله هستی ، چند سال زندگی مثمر ثمر را گذرانده ای؟ “او جواب داد:” بیست سال. ”
پرسیدم چقدر دیگر زمان باقی مانده؟ کتاب جادوی فکر بزرگ از دیوید شوارتز
او جواب داد سی سال.
“به عبارت دیگر ، سیسیل ، شما حتی به نیمه راه نرسیده اید ؛ شما فقط چهل درصد از سالهای سازندگی خود را سپری کرده اید.”
به سسیل نگاه کردم و فهمیدم که او موضوع را درک کرده است. “او از بهانه تراشی سن رهایی یافت. سیسیل متوجه شد که هنوز سالهای زیادی برای او باقی مانده است. فکرش از “من دیگر پیر هستم” به “هنوز جوان هستم” تغییر کرد. اکنون سسیل متوجه شده اینکه چند سال داریم مهم نیست. این نگرش فرد نسبت به سن است که آن را به عنوان یک موهبت یا مانع تبدیل می کند.
درمان خود از بهانه تراشی سنی اغلب درهایی را به روی فرصت هایی باز می کند که فکر می کردید محکم بسته شده اند.
یکی از اقوامم سالها به کارهای مختلفی مثل فروش ، شغل آزاد ، کار در بانک پرداخته بود اما او هرگز کاری را که واقعاً بیشتر دوست داشت انجام دهد را پیدا نکرد.
سرانجام ، او به این نتیجه رسید که چیزی که بیش از هر چیز دیگری می خواهد این است که کشیش باشد. اما وقتی درباره اش فکر کرد متوجه شد که خیلی پیر است. از این گذشته ، او چهل و پنج ساله بود ، دارای سه فرزند خردسال و پول اندک بود.
اما خوشبختانه او تمام توان خود را جمع کرد و با خود گفت: “چهل و پنج ساله باشم یا نه ، من می خواهم کشیش شوم.”
وی با داشتن هزار و یک امید ، در یک برنامه آموزش پنج ساله کشیش در ویسکانسین ثبت نام کرد. پنج سال بعد وی به عنوان کشیش منصوب شد و در یک جماعت عالی در ایلینوی اقامت گزید.
آیا او پیر است؟ البته که نه. وی هنوز بیست سال زندگی سازنده را در پیش دارد.چندی پیش با این مرد صحبت کردم و او به من گفت: ” اگر من در چهل و پنج سالگی آن تصمیم بزرگ را نمی گرفتم ، بقیه عمرم را به پیر و تلخ شدن سپری می کردم. حالا احساس می کنم ذره ذره مثل بیست و پنج سال پیش جوان هستم. کتاب جادوی فکر بزرگ از دیوید شوارتز
هنگامی که بهانه تراشی سنی را مغلوب کنید ، نتیجه طبیعی آن دستیابی به خوش بینی جوانی و احساس جوانی است. وقتی ترس خود را از محدودیت های سنی مغلوب می کنید، سالها به زندگی خود و همچنین موفقیتتان می افزایید.
یک همکار سابق دانشگاهی من جنبه جالبی در مورد چگونگی شکست بهانه تراشی سنی ارائه می دهد. بیل در دهه 1920 از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شد. بیل پس از بیست و چهار سال فعالیت در بورس اوراق بهادار ، که در این مدت ثروت متوسطی به دست آورد ، تصمیم گرفت که می خواهد استاد دانشگاه شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *